شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۸ - در ستایش محمدشاه غازی طاب الله ثراه فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ملک جم ز شوق شهنشاه راستیناز جزع خویش پر زگهر کردم آستین
۲
چون خواستم به عزم زمین بوس شه ز جایبرخاست از جوارح من بانگ آفرین
۳
گفتم به خادمک هله تاکی ستاده‌ایبشتاب همچو برق و بکش رخش زیر زین
۴
خادم دوید و سوی من آورد توسنیکز آفتاب داغ ملک داشت بر سرین
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth