شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۹ - و من نوادر طبعه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چو سلطان چرخ ‌گشت به مغرب مکینجانب مسجد شدم از پی اکمال دین
۲
گفتم اول نماز آنگه افطار از آنکسنت احمد چنان مذهب جعفر چنین
۳
دیدم در پیش صف پاک‌گهر زاهدیچون قمرش تافته نور هدی از جبین
۴
سبحهٔ صد دانه‌اش منطقهٔ آسمانخرقهٔ صد پاره‌ای مقنعهٔ حور عین
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth