خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۰ - وله ایضاً
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش که شاه اختران والی چرخ چارمینکرد ز اوج آسمان میل به مرکز زمین
۲
من ز پس ادای فرض اندر خانهٔ خدابر نهجی که واردست از در شرع و ره دین
۳
کردم زی سرای خود میل و زدم قدم برونگشنه چمان به کوی و درگه به یسار و گه یمین
۴
چشم به پای و پا به ره نرم گرا و کند رودل ز خیال گه بگه تفته و درهم و غمین
صفحهٔ ۱ از ۱۰