شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت در مملکت عشق نشینم به خلافت
۲
هر چند که در خورد جمالت نظری نیستحیف است که پنهان بود آن حسن لطافت
۳
تا دختر رز دست در آغوش برقصیدگو محتسب شهر مکن ترک ملامت
۴
هر چند که شمشیر به بیگانه نراندبر حوصله ی عشق بکش تیغ ظرافت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth