خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر استهر جا که هست جلوهٔ جانانه خوشتر است
۲
با برهمن حدیث محبت رواست، لیکدر دام طایر حرم این دانه خوشتر است
۳
تسبیح و زهد خوش بود اما در این دو روزجوش گل است، شیشه و پیمانه خوشتر است
۴
گر در بهشت باده کشی فتنه گل کندساغرکشی به گوشهٔ میخانه خوشتر است
صفحهٔ ۱ از ۳