خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر استزندگی تلخ است با حرمان، هلاکم بهتر است
۲
من که مجروح خمارم مرهم راحت چه سودجای مرهم بر جراحت برگ تاکم بهتر است
۳
گر بکشتی از فراقم، سوختی، منت منهمن که در دوزخ به زندان، هلاکم بهتر است
۴
ره به امیدم مده عرفی که بی باکم بسیمن صلاح خویش دانم، ترسناکم بهتر است
صفحهٔ ۱ از ۱