شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم استرویم به روی محنت و لب بر لب غم است
۲
ما بار نیکنامی عصمت نمی کشیمرندی حریف ماست که بد نام عالم است
۳
صد سیل فتنه آمد و گردی بر نخاستقصر مراد ماست که موقوف یک نم است
۴
اسلام نی، ز درد مسلمانیم به جاستبازیچه ای به عادت طفلانه، محکم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth