شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آتش غم دست در آغوش رخس ماستدشنام و طرب قفل گشای نفس ماست
۲
جمازه ی ما تا به ره کعبه روان استرقصان همه از ذوق نوای جرس ماست
۳
آن چشمه ی شهدیم که در عین حلاوتمرغ حرم و طایر قدسی مگس ماست
۴
داغی که امان جوید از او سینه ی دوزخدر باغ محبت ثمر نیم رس ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth