خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماستکه بر گزیده توفیق، جان آگه ماست
۲
کسی که چاه ملامت به راه می کندیبه ریسمان خود اکنون فتاده در چه ماست
۳
ز شیخ شهر شنو درس و علم ما آموزکه هر چه رد مشایخ بود موجه ماست
۴
خروش و ولوله ی عالمان شهرآشوبگناه حوصله ی تنگ ظرف بی ته ماست
صفحهٔ ۱ از ۲