شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که طاعت بت لازم سرشت من استاگر به کعبه عبادت کنم کنشت من است
۲
اگر چه حسن عمل نیست اجر آن هم نیستکه چشم اهل مروت به زشت من است
۳
روم به دوزخ و شکر بهشت می گویمکه این به نزد مکافات من بهشت من است
۴
کنار کشت و لب جو به غم زبان داردمیان دایره ی غم کنار کشت من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth