خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ممنون ترکتازی گردون دل من استآماده ی هزار شبیخون دل من است
۲
هرگز نیامدش به غلط محملی به سربیهوده گرد وادی مجنون دل من است
۳
صد لاله زار داغ شکفته است بر دلمبرگ چمن ز صد افزون دل من است
۴
هر دل ترا نکرد به آهنگ آشنادر مانده ی فسانه و افسون دل من است
صفحهٔ ۱ از ۲