شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر زمانه اسیر کمند آه من استکه باز بالش امید تکیه گاه من است
۲
ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشقدمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است
۳
صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاکگمان برم که سیه نامه ی گناه من است
۴
دو عالم از اثر شعله ی جمالت سوختبه جر شعاع محبت که در پناه من است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth