خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی استراه اگر بسیار باشد، «باش» گو، منزل یکی است
۲
شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشادعالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است
۳
گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیستصد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است
۴
عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوستگر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است
صفحهٔ ۱ از ۲