خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوستطوبی خس زیبا چمنی که این شجر اوست
۲
مرغی که حرم را شرف از نسبت او بود جاروب حرمگاه صنم بال و پر اوست
۳
گه زهر فشاند به مگس، گه زند آتشزین گونه بسی تعبیه ها در شکر اوست
۴
نقصان ادب نیست که آمیخته با شمعپروانه که امید فنا راهبر اوست
صفحهٔ ۱ از ۲