شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هستز برون عرض نیازی ، ز درون نازی هست
۲
گاه گاهی به دعا یک دو بساطی در باز عشق این شیوه ضرور است، دغابازی هست
۳
های هایی ز من بلبل عشرت بشنودر مصیبت کده هم مرغ خوش آوازی هست
۴
آتشین بال و پرم دود بر آرد ز قفسگو ندانم که مرا رخصت پروازی هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth