خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۶۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرمای بارها خریده از غصه و زحیرم
۲
من چون زمین خشکم لطف تو ابر و مشکمجز رعد تو نخواهم جز جعد تو نگیرم
۳
خوشتر اسیری تو صد بار از امیریخاصه دمی که گویی ای خسته دل اسیرم
۴
خاکی به تو رسیده به از زری رمیدهخاصه دمی که گویی ای بینوا فقیرم
صفحهٔ ۱ از ۴