شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند
۲
گلرخان محنت نایافت بیابند مگریک نفس چاک ببینند گریبانی چند
۳
آن که آماده کند پردهٔ نا کرده گناهکی در او پرده ای از کرده پشیمانی چند
۴
کبرای تو، بر آنم، که نیارد به نظرمستی آلوده به آلایش دامانی چند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth