شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بوی باده دلم آب و رنگ می گیردز نام توبه آیینه ام زنگ می گیرد
۲
ز محتسب مکن اندیشه ، زود باده بیارکه او گناه بر اهل درنگ می گیرد
۳
دلم ز کوی خرابات دور کرده، هنوزخبر ز کوچهٔ ناموس وننگ می گیرد
۴
به ملک هستی ما رو نهاد سلطانیکه ما به صلح دهیم او به جنگ می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth