خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر خلوت به عشرتخانهٔ خمّار میبایدز وجد صوفیان صد حقه بازار میباید
۲
چنان با عشرت ده روزهٔ بلبل حسد داریکه پنداری در این گلشن گل پربار میباید
۳
خزان جور زلف او دراز افسانهای داردهمین گویم کزین گلشن به بلبل خار میباید
۴
نماند یک نفس از دوستان دشمنم در دلولی از دوست گر خاری خلد بسیار میباید
صفحهٔ ۱ از ۲