شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اهل وفا که آتش ما تیز می کنندچون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند
۲
ای بی غمان حذر که غزالان مست یارفتراک عمر عافیت آویز می کنند
۳
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل منکاین تیغ به خون جگر تیز می کنند
۴
برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوشاین شهد را ببین که مگس-ریز می کنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth