شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریمبزم شهنشه‌ست نه ما باده می خریم
۲
بحری است شهریار و شرابی است خوشگواردرده شراب لعل ببین ما چه گوهریم
۳
خورشید جام نور چو برریخت بر زمینما ذره وار مست بر این اوج برپریم
۴
خورشید لایزال چو ما را شراب داداز کبر در پیاله خورشید ننگریم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth