شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کو چو من از عشق پریشان ننشیندبر مسند توفیق شهیدان ننشیند
۲
ای خضر شکستی به سرایت برسد، خیزکاین تشنگی از چشمهٔ حیوان ننشیند
۳
با آن که مغان را همگی مایهٔ شیداستدر دیر مگس بر لب مهمان ننشیند
۴
گر چاشنی شربت درد تو بیابدهرگز مگس دل به لب جان ننشیند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth