شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جماعتی که به ناموس ونام می گفتندبه دیر درس مستی و جام می گفتند
۲
بیا ببین که چه فتوا دهد در مستیهمان گروه که می را حرام می گفتند
۳
فغان که جمله فتادند در شکنجهٔ دامکسان که عیب اسیران دام می گفتند
۴
به صحن دیر شنیدم ز خادمان حرمکه اهل دیر، مغان را سلام می گفتند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth