خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اهل همت لب از دعا بستندکمر خدمت رضا بستند
۲
گرد آیینه بود جاه جلالباز آئین غم کجا بستند
۳
مژده ریزند بر سر و دستارکز گل فتنه دسته ها بستند
۴
رفت هنگام بار سوختگانداغ ها بر لب صبا بستند
صفحهٔ ۱ از ۲