شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کنددر آن چمن که گل آتش بود، صبا چه کند
۲
تبسم تو که ناسور را دهد مرهمبه سینه نیش زند، نیش غمزه را چه کند
۳
هزار گونه مراد محال می طلبیتو خود بگو که اجابت به این دعا چه کند
۴
مجو سعادت طالع، دمی، که فرصت نیستچو سر بریده شود، سایهٔ هما چه کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth