خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نروددامن دل بکشد، از پی ایمان نرود
۲
شهر دل خاصهٔ سلطان محبت گردیدبعد از آن عاقل تدبیر به دیوان نرود
۳
پرده دار تو اگر مژدهٔ دیدار دهدصد قیامت شود و کس در رضوان نرود
۴
پا منه بر سر بالین اسیران ، گاهیهیچ بیدرد نیاید که پریشان نرود
صفحهٔ ۱ از ۲