شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستندپیاله را به لب شیشه های می بستند
۲
دلی که مایهٔ آزادگیست، بی دردانبه ذوق سلطنت روم و ری بستند
۳
فسانه ها که به بازیچه روزگار سرودکسان به مسند جمشید و تاج کی بستند
۴
بیا به ملک قناعت که دردسر نکشیز قصه ها که به همت فروش طی بستند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth