شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۷۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیمآب حیات توایم گرچه به شکل آتشیم
۲
تو جو کبوتربچه زاده این لانه‌ایگر تو نیایی به خود مات از این سو کشیم
۳
حاضر ما شو که ما حاضر آن شاهدیممست می اش می شویم باده از او می چشیم
۴
تیزروان همچو سیل گرچه چو که ساکنیمنعره زنان همچو رعد گرچه چنین خامشیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth