شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۷۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردمز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردم
۲
ز پیشگاه و ز درگاه نیستم آگاهبه پیشگاه خرابات روی آوردم
۳
خرد که گرد برآورد از تک دریاهزار سال دود درنیابد او گردم
۴
فراختر ز فلک گشت سینه تنگملطیفتر ز قمر گشت چهره زردم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth