شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کندکه چو موج‌،‌ گوهرش از ادب‌، ندویدن آبله‌پا کند
۲
نفس رمیده گر از خودم نشود کفیل برآمدنچو سحر دماغ طرب هوس به چه بام کسب هوا کند
۳
مشنو ز ساز گدای من به جز این ترانه نوای منکه غبار بی‌سر و پای من به رهت نشسته دعا کند
۴
به جهان عشوه چو بوی‌ گل نخوری فریب شکفتگیکه به بیم غنچه تبسمت ز هزار پرده جدا کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth