شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکندبه‌ که دل از ما ببرد بر سر کاکل شکند
۲
بس که به‌گلزار وفا مشترک افتاده حیارنگ ‌گل آید به صدا گر پر بلبل شکند
۳
مجملت آمد به نظر پردهٔ تفصیل هدرجزو پراکنده مباد آینه ‌ی ‌کل شکند
۴
شمع‌عا بساط طرب است آنکه درتن دشت قعبسر به هوا پای به دامان توکل شکند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth