شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارجهان خواه عجز، خواه سری می‌کندآگهی اینجا کجاست بیخبری می‌کند
۲
مقصد عزم نفس هیچ نمودار نیستیک تپش پا به ‌گل نامه‌بری می‌کند
۳
کیست کزین خاکدان گرد بلندی نکردآبله هم زیر پا عزم سری می‌کند
۴
بسکه تنک‌فرصت است عشرت این انجمنتا به چراغی رسیم شب سحری می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth