خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کندپنجهٔ بیکار بیعت با پشیمانی کند
۲
چشم من از درد بیخوابی در این وادی گداختسایهٔ خاری نشد پیدا که مژگانی کند
۳
از حیا هم شرم میدارم ز ننگ اشتهارجامهٔ پوشندکی حیف است عریانی کند
۴
دل به غفلت نه که در دفع تمیز خوب و زشتخانهٔ آیینه را زنگار دربانی کند
صفحهٔ ۱ از ۳