خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردی دگر نشد ز من نارسا بلندهویی مگر چو نبض کنم بیصدا بلند
۲
بنیاد عجز و دعوی عزّت جنونکیستمو، سربلند نیست شود تا کجا بلند
۳
کمهمّتی به ساز فراغم وفا نکرددامن نیافتم به درازای پا بلند
۴
از نُه فلک دریغ مکن چین دامنییک زینهوار از همه منظر برآ بلند
صفحهٔ ۱ از ۳