شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلنددستی‌ که نیست چون مژه جز بر قفا بلند
۲
صد نیستان تهی شدم از خود ولی چه سودهویی نکرد گردن از این‌کوچه‌ها بلند
۳
عجزم رضا نداد به رعنایی کلاهگشتم همان چو آبله در زیر پا بلند
۴
از بسکه شرم داشتم از یاد قامتشدل شیشه‌ها شکست و نکردم صدا بلند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth