خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافل شدیم وگشت خروش هوس بلندافسون خواب کرد غرور نفس بلند
۲
یکسر به زیر چرخ، پر و بال ریختیمپرواز کس نجست ز بام قفس بلند
۳
از حرف و صوت راه قیامتگرفت خلقمنزل شد اینقدر ز فسون جرس بلند
۴
سهل است دستگاه غرور سبکسرانآتش نگردد آن همه از خار و خس بلند
صفحهٔ ۱ از ۳