شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسرت دل‌کرد بر ما پنجهٔ قاتل بلندمی‌شود دست‌کرم با نالهٔ سایل بلند
۲
ما نه‌ تنها نیستی را دادرس فهمیده‌ایمبحر هم از موج دارد دست‌ بر ساحل بلند
۳
چین ابروی تو هرجا بحث جوهر می‌کندتیغ از جوهر رگ ‌گردن ‌کند مشکل بلند
۴
سایهٔ تمکین نازت هر کجا افتاده استسبزه چون مژگان شود از خاک آن منزل بلند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth