خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در دل حلقه زد غفلت، کنون آهش چه سوداشککم آرد برون از چشم روزن سعی دود
۲
راحت این بزم بر ترک طمع موقوف بوددستها بر هم نهادیم از طلب ، مژگان غنود
۳
بیبضاعت عالمی افتاد در وهم زبانمایهگر باشد،کسادی نیست در بازار سود
۴
اتفاق است آنکه هر دشوار آسان میکندورنه از تدبیر یک ناخن گره نتوان گشود
صفحهٔ ۱ از ۳