خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریشهواری عافیت در مزرع امکان نبودهرکه در دلها مدارا کاشت جمعیت درود
۲
گرمی هنگامهٔ ما یک دو روزی بیش نیسترفته است آنسوی این محفل بسیگفت و شنود
۳
جز وبال دل ندارد زندگی آگاه باشتا نفس دارد اثر آیینه میباید زدود
۴
از ضعیفی چشم بر مشق سجودی دوختیملغزش مژگان زسرتا پای ما چون خامه سود
صفحهٔ ۱ از ۴