خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد شوقی کز جفاهایت دل ما شاد بوددر شکست این شیشه را جوش مبارکباد بود
۲
آبیار مزرع دردم مپرس از حسرتمهرکجا آهی دمید اشک منش همزاد بود
۳
زندگی را مغتنم میداشتم غافل از اینکز نفس تیغ دو دم در دست این جلاد بود
۴
وانکرد آیینه گردیدن گره از کار منبند حیرت سختتر از بیضهٔ فولاد بود
صفحهٔ ۱ از ۴