شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبنم صبح از چمن آبله دل می‌رودعیش عرق می‌کند خنده خجل می‌رود
۲
مخمصهٔ زندگی فرصت ماکرد تنگعیش والم هیچ نیست عمر مخل می‌رود
۳
زبن همه نشو و نما منفعل است اصل مادرخور شاخ بلند ربشه به‌گل می‌رود
۴
تک به هوا می زند خلق زحرص بگیرگرجه به دوش نفس‌*‌رد بهل می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth