خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز پیاش عمرهاست سجده کمین میرودسایه به ره خفته است لیک چنین میرود
۲
قافله بانگ جرس دارد و گرد فسوسپیش تو آن رفته است بعد تو این می رود
۳
با تک و تاز نفس عزم عنان تاب نیستامدن اینجا کجاست عمر همین میرود
۴
نقب به کهسار برد نالهٔ شهرت کمیننام شهان زین هوس زیر نگین میرود
صفحهٔ ۱ از ۳