شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر خیال‌گردش چشم توام رهبر شودچون قدح هر نقش پایم عالم دیگر شود
۲
سیل بیتاب مرا یارب نپیوندی به بحرترسم این جزو تپیدن مایهٔ‌ گوهر شود
۳
عزت ترک تجمّل ازکرم افزونترستسر به‌ گردون می‌فرازد نخل چون بی‌بر شود
۴
گوهر ما را همان شرم است زندان ابداز گشایش دست می‌شوید گره چون تر شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth