خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهش از ضبط نفس گر قدمی پیش شودساغر همت جم کاسهٔ درویش شود
۲
هرکه قدر پس زانو نشناسد چون اشکپایمال قدم هرزهدو خویش شود
۳
میکشد خون امید از دل حسرتکش ماسینهٔ هر که ز تیغ ستمی ریش شود
۴
لذت وصل تو از کام تمنا نرودهر سر مو به تنم گر به مثل نیش شود
صفحهٔ ۱ از ۳