شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکم از پیری به چشم تر پریشان می‌شودصبحدم جمعیت اختر پریشان می‌شود
۲
می‌دهد سرسبزی این مزرع از ماتم نشاندانه را از ریشه موی سر پریشان می‌شود
۳
یک تپیدن پرده بردارد اگر شور جنونبوی گل از ناله عریانتر پریشان می‌شود
۴
رنگ را بر روی آتش نیست امکان ثباتهمچو خورشید از کف ما زر پریشان می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth