شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آفات از هوس به سرت هاله می‌شوداین شعله‌ها ز دست تو جوّاله می‌شود
۲
زین کاروان چه سود که هرکس چو نقش پااز سعی پیش‌تاخته دنباله می‌شود
۳
بی‌شغل فتنه نیست چو نفس از فساد ماندچون قحبهٔ عجوز که دلّاله می‌شود
۴
از محتسب بترس‌ که این فتنه‌زاده راچون وارسند دختر رز خاله می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth