شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۷۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببسته است پری نهانیی پایمز بند اوست که من در میان غوغایم
۲
ز کوه قافم من که غریب اطرافمبه صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم
۳
کبوترم چو شود صید چنگ باز اجلاز آن سپس پر عنقای روح بگشایم
۴
ز آفتاب خرد گرچه پشت من گرم استبرای سایه نشینان چو خیمه برپایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth