خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپیدصبحِ عجز آماده دندان کرد از شبنم سپید
۲
این دم از تعمیر جسمم شرم باید داشتنکم کنند آن کهنهبنیادی که گردد خم سپید
۳
چارهٔ بخت سیه در عالم تدبیر نیستداغهای لاله مشکل گر کند مرهم سپید
۴
آه ازین پیشم نیامد موی پیری در نظرچون عَلَم کردم نگون دیدمکه شد پرچم سپید
صفحهٔ ۱ از ۳