شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن بریدسر به‌گریبان‌کشید گوی شکفتن برید
۲
غنچه قبا نوگلی مست جنون می رسدتا نشود پایمال رنگ ز گلشن برید
۳
زان چمن‌آرای ناز رخصت نظاره‌ای‌ستدستهٔ نرگس شوید چشم به دامن برید
۴
نیست دوام حضور جز به ثبات قدمگر در دل می‌زنید حلقهٔ آهن برید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth