شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زندگی افسرد فال شوخی سودا زنیدانتخاب عالم‌آشوبی ازین اجزا زنید
۲
چند چون‌ گرداب باید بود محو پیچ و تاببر امید ساحلی چون موج دست و پا زنید
۳
بر فروغ شمع بیداد نفس تیغ است و بسچند چون زنگار بر آیینهٔ دلها زنید
۴
شور توفان حوادث بر محیط افتاده استبعد ازین چون موج می بر کشتی صهبا زنید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth